http://www.peiknet.com/page0/paiez/aban/p0158aghajeri.htm

سايت رويداد منتشر كرد

پاسخ آغاجری به صدا و سيما

و راهپيمايی‌های سازمان يافته



در حالی كه ستاد ضداصلاحات در آخرين روزهای هفته گذشته فضاسازی خود برای كاستن از دامنه اعتراضات به حكم دكتر هاشم آقاجری را آغاز كرد و در صداوسيما و نيز راهپيمايي‌هاي سازمان‌يافته به دفاع از حكم اعدام وی پرداخت، اين استاد دانشگاه پاسخ صريح خود را به اين فضاسازي‌ها اعلام كرد.

به گزارش خبرنگار رويداد، آقاجري روز پنجشنبه در جريان ملاقات هفتگي با خانواده‌اش متنی ارائه كرد كه طی آن به ادعاهای قاضی در برنامه چهارشنبه شب شبكه اول سيما پاسخ گفته است. وی همچنين در اين متن، به ادعاهای برخی روزنامه‌های تركيه كه حكم آقاجری را ميراث امام خميني خوانده‌اند، پاسخ داده است. متن كامل جوابيه آقاجری را در ادامه مي‌خوانيد.

راديو تلويزيون از اول يكطرفه عمل مي‌كرد. چه آن زمان كه مخالفين گروه‌هاي صدنفره عليه من راه مي‌انداختند و چه الآن كه به‌صورت يكجانبه با قاضی مصاحبه مي‌كند. من ضمن اعتراض به صداوسيما خواهان آنم كه وقتي برای صداوسيما بگذارند تا از خودم در برابر ملت ايران دفاع كنم واگر آنها در حرف‌هايی كه عليه من مي‌زنند، صادقند من حاضرم با هر كس كه مي‌خواهد، از آيت‌الله مشكينی گرفته تا آقاي مصباح يزدی در برنامه زنده تلويزيونی مناظره كنم. در مناظره معلوم مي‌گردد من راست مي‌گويم يا آنها. اگر حرف‌های آنها راست بود، چرا دادگاه را غيرعلنی كردند. شما بدترين چيزهايی را كه به‌نظرتان مي‌رسيد و توجيه‌گر كارتان بود، به‌عنوان سند و مدارك در تلويزيون گفتيد. پس گفته شما در باب اين كه انتشار سخنان من باعث جريحه‌دار شدن افكارعمومی مي‌شود، بهانه است و مي‌ترسيد تهمت‌ها و دروغ‌هايتان افشا شود و در ضمن #اگر راست مي‌گوييد، به روزنامه‌ها امنيت دهيد كه سخنان من، ادعانامه مدعي‌العموم و دفاعيات من در دادگاه كه به صورت مكتوب در صورت جلسه دادگاه ثبت شده را منتشر كنند. #

شما كه دادنامه را به روزنامه داديد، اگر راست مي‌گوييد لايحه دفاعيه مرا هم منتشر كنيد. قاضی به دلايل زير از روز اول مستقل عمل نكرده است:

1- از روز اول قاضی مرا تهديد كرد و من با او درگير شدم.

2- دو نفر مأمور مجهول‌الهويه در بازجويي‌ها شركت كردند كه قاضی هيچ ترتيب اثری به اعتراض من نداد. اگر معلوم شود كه اين دو نفر از كجا فرستاده شده‌اند، مي‌شود ريشه‌هاي اين پرونده‌سازی را پيدا كرد.

3- مقايسه ساده‌ای بين ادعانامه شاكي با دادنامه قاضی روشن مي‌كند كه اين دو از يك مرجع واحد نوشته شده و از اينجا مي‌شود فهميد چقدر قاضي مستقل و دادنامه قاضي، رونويسی از ادعانامه شاكی است.

اگر مي‌گوييد كه در سخنرانی من اهانتي صورت گرفته و علنی كردن اين اهانت موجب جريحه‌دار شدن احساسات مردم مي‌شود، چرا با تقاضای حضور 5 كارشناس در دادگاه موافقت نكرديد؟ اينها كه ربطی به جريحه‌دار شدن احساسات عمومی نداشت.

به من اتهام علنی زدند ولی دادگاه را به صورت مخفی برگزار كردند. مگر من چه مي‌خواستم بگويم. غير از اين كه مي‌خواستم اتهاماتی را كه به من وارد كرده‌اند يا انتساب‌های دروغ مبني‌بر بي‌دينی و اهانت به مقدسات را رد بكنم؟

قاضي خود ابتدا به ساكن، تأكيد مي‌كرد كه پس از پايان رسيدگي، حكم بازداشت را به قرار تأمين برخواهد گرداند، اما چنين نكرد. وقتی به او اعتراض كرديم، گفت: به من گفته‌اند با قانون سازگار نيست. در حالی كه خود قاضي، قبلاً مدعی بود كه اين شيوه هميشگی من است كه پس از پايان رسيدگي، قرار را لغو مي‌كنم. پس معلوم مي‌شود اراده ديگری قاضی را راه مي‌برد.

من هميشه نگران بودم كه اعمال عده‌اي خشونت‌طلب و ضد آزادی و ضد مردمسالاری به نام اسلام تمام شود و باعث رويگردانی نسل جوان از اسلام گردد ولی الان خوشحالم كه جوانان را آگاه مي‌بينم و مي‌بينم آنها مي‌فهمند كه اسلام آن چيزی نيست كه خشونت‌طلبان مي‌دانند بلكه اسلام مدافع آزادي، جمهوريت و اصلاحات است.

در روزنامه مشاهده كردم كه روزنامه‌اي در تركيه، طی مقالاتی از مسأله من و حكم من استفاده كرده و متأسفانه كار عده‌ای با صدور اين حكم عليه من فرصتی ايجاد كرده تا آنها بگويند: ميراث آتاتورك،‌‌ آزادی و دموكراسی بود كه باعث شد حزب عدالت و توسعه در انتخابات پيروز شود اما ميراث امام خمينی به صدور حكم ارتداد عليه يك استاد دانشگاه كشيده مي‌شود.

من اعلام مي‌كنم كه اين حكم، ربطی به امام خمينی ندارد و منطق امام، منطق اسلام و جمهوريت بود. منطقی بود كه در دوم خرداد تجلی كرد و در گفتمان اصلاح‌طلبان ادامه يافت.اين حكم عليه من، منطق گروهی خشونت‌طلب و ضدمردمسالاری و جمهوريت استو اين، بزرگترين جفا به امام خمينی و ملت ايران است كه كار گروهی خشونت‌طلب، به پای امام خمينی نوشته شود.

از همه علما و مراجع و روحانيون، استادان دانشگاه و همكاران محترم، دانشجويان آزاده و حق‌طلب، اهل قلم و ارباب جرايد و مطبوعات، نمايندگان محترم مجلس و رياست آن، شخصيت‌های علمي‌، فرهنگي، سياسی و كليه كسانی كه به نحو از انحا نه در دفاع از من، بلكه در دفاع از عدالت و حقوق شرعی و قانونی يك شهروند در كشور اقدام كرده‌اند، تشكر صميمانه مي‌كنم و برای همگان آرزوي سعادت و برای تمام ملت ايران، پيروزی و سرافرازی مسألت دارم.