حمایت سوئد از تروریزم و تروریستهای جمهوری اسلامی محکوم است



پنجشنبه شب 19 سپتامبر سال 2002 میلادی فیلمی دکومنتر در تلویزیون سوئد به نمایش گذاشته شد که حاوی شجاعت خبرنگار سوئدی آقای اوسکار هدین در افشای جنایات نظام جمهوری اسلامی و همکاری دولت و پلیس مخفی سوئد با تروریستهای اعزامی از ایران بود.

در این فیلم مستند بروشنی اثبات شد که دولت و پلیس امنیتی سوئد از فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی ملایان ایران در سوئد آگاه بوده و هست و در این زمینه گاهی که مصلحت دیده بر روی قتلهای سیاسی نظیر قتل عفت قاضی و یا کامران هدایتی سرپوش گذاشته و در مواردی که مصلحت دیده پس از دستگیری تروریستها در حین انجام ماموریت در ماشین های متعلق به سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم بدون محاکمه و پس از بیست و چهار ساعت آنان را با اولین هواپیما راهی ایران کرده است و بدین صورت آشکارا حقوق شهروندی را در سوئد نقض کرده و بر خلاف معاهدات بین المللی و قوانین جزائی سوئد رفتار نموده است.

آیا این شرم آور نیست در کشوری که مدعی دمکراسی است در حمایت از تروریسم نظامی توتالیتر که هزاران هزار انسان بیگناه را تنها بخاطر عقایدشان قتل عام کرده دست تروریستها را این چنین برای قلع و قمع اپوزیسیون مشروع و ترقیخواه باز گذاشت و از طرفی نمایندگان اپوزیسیون آزادیخواه و دمکرات را در همین استکهلم به جرم اعتراض بر علیه تروریسم این نظام ضد بشر به محاکمه کشید؟

عبدالرحمن بنی هاشمی یکی از تروریستهای دستگیر شده در سوئد در حین ارتکاب جرم پس از بیست و چهار ساعت و بدون محاکمه به ایران باز گردانده میشود و همین مزدور جنایتکار کسی است که مدتی بعد با مسلسل چهار تن از رهبران اپوزیسیون کرد ( دکتر شرفکندی و یارانش) را در آلمان بهلاکت میرساند. بایستی از دولتهای مدعی دمکراسی پرسید.آیا این است دمکراسی ادعائی شما که دیگر ملل باید از روی آن برای حفظ و حرمت به حقوق بشر الگو برداری کنند؟

مسلما دیگر خبرنگاران میتوانند در آینده در تکمیل آنجه که اوسکار هدین در این دکومنتر از تروریزم جمهوری اسلامی در سوئد و یا خارج کشور نام برده بود بطور گسترده تری نام ببرند و به افشای این ترور ها که دامان اکثر سازمانهای اپوزیسیون را گرفته بپردازند چون قدر مسلم اکتفا کردن به تروریسمی که بهر علت دامان یک حزب و یا یک سازمان را گرفته کل تصویری را که جهان میبایست از تروریزم دولتی ایران داشته باشد بدست نمیدهد.

امرز جهان شاهد این است که مردم ایران پس از بیست و سه سال زجر و شکنج و زندان وترور و از هم پاشیدگی شیرازه زندگیشان بخاطر نا کارآمدی نظامی که هیچ قرابتی با تمدن و فرهنگ و پیشرفت جوامع بشری امروز ندارد و از مذهب بعنوان وسیله ای برای تحمیق توده های بجان آمده استفاده میکنند. دست به قهر میزند و با قلبی مال آمال از آتش یکروز در کردستان وروز دیگر در تهران و روز بعد در خراسان و اصفهان با آتش دست ساز و آزادیخواهانه مراکز نظام را به آتش میکشند و سینه به سینه مزدوران نظام دینی ایران برای سرنگونی آن و برای رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی قیام میکنند.
در این بین متاسفانه باید گفت که نمایندگان دولتهای اروپائی و مخصوصا وزرای خارجه آن مانند خانم آنا لیند وزیر خارجه سوئد با پذیرش اجباری حجاب اسلامی و با فرو رفتن در لباس دیکتاتوری مذهبی و برای تائید همین تروریزم دولتی که خانم لیند بر طبق همین فیلم به چشیدن مزه آن در همین سوئد نائل آمده اند نمی توانند با جای دادن نام نیروهای مبارز در لیستهای تروریستی بر آتش دل مردمی در داخل ایران سرپوش بگذارند که روزانه شهری را برای رسیدن به خواستهای انسانی خویش و رهائی از زیر یوغ دیکتارتوری اسلامی به آتش میکشند.

مبارزات طبقه کارگر سوئد در دهه های گذشته شاخص بارزی بر این مدعی است که نه هیتلر و نه موسولینی و نه احزاب راست افراطی حامی کلان سرمایه داری از آن دست نتوانستند در اروپا و سوئد به مقصود برسند و اگر کشوری مانند سوئد توانست در این حد به حل معضلات اقتصادی و اجتماعیش اقدام نماید بایستی از مبارزات کارگران و نیروهای دمکرات و مبارزی تشکر کرد که در جلو بزرگ مالکان چپاولگر و زالو های اقتصادی و دیکتاتور های سیاسی سر خم نکرد و به لباس آنان در جوامع سیاسی ظاهر نشد و در کنار هیتلر ها و موسولینی ها نایستاد و عکس به یادگار این همه جرم و جنایت نگرفت.

ما ضمن محکوم کردن سیاست های مماشات طلبانه دولت سوئد نسبت به جمهوری اسلامی خواهان برسمیت شناختن حقوق حقه کلیه مبارزین ایرانی هستیم.
برسمیت شناختن مبارزات مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی جز از کانال نامشروع خواندن کل نظام جمهوری اسلامی با کلیه باند ها و دسته جاتش میسر نمیگردد. و بدین خاطردر این میان جائی برای سیاست مماشات جویانه و دوپهلوی کشور های اروپائی در لیبرال خواندن خاتمی و امکان رفرم پذیری این جناح و یا آن جناح بر جای نمیماند. لیستهای خود ساخته دولتهای اروپائی برای تروریست قلمداد کردن این یا آن گروه مبارزایرانی که برای استمالت از نظام جور و جهل اسلامی بوجود آمده پیشاپیش از نظر مردم ایران نامشروع و باید به دست فراموشی سپرده شود و بر طبق موازین حقوق بشر مندرج در آئین نامه های سازمان ملل برای رهائی خلقها از زیریوغ نظامات دیکتاتوری ابزار بکارگرفته شده در حین مبارزات نمیبایستی با مارک تروریسم از صحنه مبارزه خارج گردند.
برای برسمیت شناختن این مبارزات مشروع مردمی یکی از اولین خواستهای ایرانیان مقیم سوئد ایجاد پانلی در مطبوعات و تلویزیون سوئد است بدین منظور که قربانیان این جنایات تروریستی امکانی بیابند تا حقایق سرپوش گذاشته شده در عرض این بیست و سه سال را به طرق دمکراتیک در اختیار اذهان عمومی قرار دهند. و در این میان اولین نمایندگان این تروریزم سازمانها و احزابی هستند که روزانه قربانی این جنایات میگردند.

ایرانیان مبارز و نیروهای دمکرات وآزادیخواه در همبستگی با سازمانهای سیاسیشان و برای محکومیت ازجنایات تروریستی مسلما با گذاشتن اکسیون های اعتراضی و تظاهرات خیابانی یکبار دیگر فریاد مظلومیت مردمی را در ایران بگوش جهانیان خواهند رسانید که روزانه قربانی این جنایات تروریستی و ضد انسانی نظام جمهوری اسلامی قرار میگیرند.

نوید اخگر

تاریخ 20 سپتامبر سال 2002 میلادی سوئد / استکهلم