نقدی بر اعلاميه کانون نويسندگان" تبعيد"
حرکت بی نهايت سريع سياسی - فرهنگی ايران با چنان سرعتی و چنان پيچيدگی به پيش
ميرود که لحظه ای خواب نوشين بامداد رحيل باز دارد پياده را ز سبيل
درست مانند اين است که هسته اصلی و موتور محرک جنبش دانشجوئی نتنها بيت رهبری و
انجمنهای دانشجويان مسلمان وجبهه مشارکت که دوم خرداد و اصلاحات وخاتمی و سرکوب
خونين وزارت اطلاعات را هم در نورديده و با شعار آزادی بيان و زندانی سياسی آزاد
بايد گردد پای به ميدان گذارده است و در اين راستا ميرود تا طومار استبداد مذهبی را
دست در دست ديگر اقشار اجتماعی و مبارزين معتقد به قهر مردمی و نظام سازمانيافته
مسلحانه در هم پيچد، ولی آخوند های حاکم و هيئت رئيسه کانون نويسندگان در " تبعيد "
هنوز اندر خم يک کوچه اند.
اصلاحات کذائی و قلابی خاتمی از بدو ظهورش با وصل بند نافش به ولی فقيه يعنی به
منشا انقباض سياسی - فرهنگی قرون وسطی ، آينده عبور جنبش دانشجوئی را ازخود و
اصلاحاتش روزانه رقم ميزد.
کانون نويسندگان در" تبعيد" نيز با پشت کردن به راديکاليزم مردمی و نهادن هوش خويش
در کف عليرضا نوری زاده ها و عباس معروفی ها و فرج سرکوهی ها و هواداران سياستهای
اصلاحاتی و لگد کوبيدن به نيروهای سياسی اپوزيسيون مشروع ، و در يک کلام وصل بند
نافش به ارتجاع مذهبی عبور ودور شدن نويسندگان و هنرمندان راديکال و مردمی را
روزانه از اطراف خويش رقم ميزد.
امروز نه بيت رهبری ، نه انجمنهای اسلامی ، نه جبهه مشارکت و نه دوم خرداديان با
همکاری وزارت اطلاعات نمی توانند با بوجود آوردن ارگان های پارارل دانشجوئی هسته
اصلی جنبش رها شده دانشجوئی را به عقب باز گردانده و یا مهار کنند.
در راستای حمايت از اين هسته انقلابی دانشجوئی بايستی ببينيم که کانون نويسندگان در
" تبعيد" چه کرده است.
پس از نقد های شفاهی و کتبی من و ما از کانون نويسندگان در " تبعيد " که اين سکوت
برای چيست ؟ و چرا برای حمايت از دانشجويان عملا پای به ميدان نمی گذاريد؟ سرانجام
کانون هفته گذشته و با دير کردی طويل المدت از برج عاج خويش لطف فرمودند و بيانيه
ای بسوی دانشجويان مستمند پرتاب فرمودند و در آن اطلاعيه ذکر کردند که بايستی از
دانشجويان حمايت شود!
مسلما هر ايرانی ميتواند از کانونيان اين انتظار بجا را داشته باشد که تجمع نخبگان
و نويسندگان و شاعران ايرانی در اين کانون بيانيه ای علمی تر و تحليلی ترو راهگشا
تر را از آنان ميطلبيد. نوشتن اين نوع اطلاعيه ها مربوط به ساليان گذشته است. امروز
کانونيان بايستی برداشت خود را از انقلاب در پيش رو که دانشجويان ، کارگران ،
معلمين ، پرستاران و ديگر اقشار اجتماعی روزانه در گيرش هستند بيان ميکردند، نه با
تکيه بر يک بيانيه باسمه ای بخواهند انقلاب را بدين گونه از سر باز کنند و حتما
فردا طلبکار هم بشوند که بله ، اين ما بوديم که از دانشجويان حمايت فرموديم!
کانونيان امروز رسما بايستی اعلام کنند که برای حمايت از جنبش دانشجوئی و برای
حمايت ازخيزش های کارگری بطور ملموس و عملی چه برنامه ای دارند و چه کارهائی را
ميخواهند در آينده نزديک به انجام برسانند، در کادر فعاليتهای فرهنگی و نه خدای
ناکرده فعاليت سياسی که باعث وحشت و اضطراب اعضای محترم کانون گردد.
کانونيان در اعلاميه بغايت ديپلماتيک! خود به ملت آگاه ايران که روزانه در صحنه
نبرد دارد شکنجه و کشتار و سنگ باران ميشود دستور ميفرمايند که به حمايت دانشجويان
برويد!
گوئی مردم ايران منتظر دستورات خفته در خواب نهايت مدهوشانی، ايستاده اند که آنان
دستور بفرمايند و مردم برای حمايت از دانشجويان به خيابانها سرازير گردند.
کانون نويسندگان در " تبعيد" بايستی بجای آقا بالا سری کردن برای مردم ايران وپائين
آمدن از برج عاج ورها کردن موضع طلبکاری، رسما برنامه عملی خود را در سراسر جهان در
حمايت از دانشجويان و جنبش آزاديخواهانه سرنگونی طلب در چهار چوب فعاليتهای فرهنگی
خود اعلام دارد و قرضهای ادا نشده خود را به ملت ايران و دانشجويان مبارز در اين
موقعيت حساس پس از 24 سال پاسفيسم واستحاله جوئی و اصلاح طلبی بپردازد.
1 - کانون در آينده نزديک چه برنامه های عملی فرهنگی را در سراسر جهان در حمايت از
دانشجويان و جنبش سرنگونی طلب نظام استبداد مذهبی در دستور کار دارد.؟
2 - کانون برای حمايت از جنبش دانشجوئی چه اقدامات عملی را برای به صحنه کشيدن
نيروهای خارجی از کانونهای نويسندگان اروپا و امريکا و يا انجمنهای قلم در دستور
کار دارد؟
3 - کانون نويسندگان برای حمايت ازداد خواست خانواده فروهر ها و نويسندگان قتلهای
زنجيره ای و ارجاع اين پرونده به سازمان ملل آيا تماسی با پارلمان نويسندگان و يا
انجمن جهانی قلم و ديگر ارگانهای حقوق بشری برای زير فشار قرار دادن هيئت های حاکمه
اروپائی و امريکائی داشته است ؟ اگر نداشته چرا ؟ و در آينده چه برنامه ای را در
دستور کار دارد که بعد از آن ميخواهد نتيجه آنرا در اختيار اذهان عمومی قرار دهد؟
کانون نويسندگان چرا تا بحال رسما اعلاميه ای در حمايت از داد خواست خانواده فروهر
ها صادر ننموده است؟
4 - کانون نويسندگان در" تبعيد" چه برنامه هائی برای فعال کردن نويسندگان داخل
ايران و اعضای کانون داخل در حمايت از دانشجويان و جنبش آزاديخواهانه مردم ايران
دارد؟ و آيا اقدامی در اين جهت تا بحال انجام گرفته و اينکه کانون داخل چرا چون
ديگر گروههای اجتماعی نبايستی در کنار مردم قرار گيرد؟
5 - چرا کانون نويسندگان هيئتی را در حمايت از دادخواست خانواده قتلهای زنجيره ای
به ملاقات مسئولين سازمان ملل نفرستاده است؟ آيا کانون قصد دارد که دست به چنين
اقدامات عملی بزند؟ و از لاک حمايت غير مستقيم از رفسنجانی ها و خاتمی ها بدر آيد؟
مسلما اين خواست ها و سئوالات با حرکت پيچيده شونده و روبرشد مبارزات مردمی توام
خواهد بود و اقدامات امروز باعث سرفرازی کانون و نويسندگان و نزديکی تفکرات
آزاديخواهانه به يکديگر خواهد شد.
نويد اخگر 2002.12.13 سوئد استکهلم
Nawid_Akhgar@hotmail.com