*** نماينده ی دولت روسيه از خيانت بزرگ جمهوری اسلامی به ملت بزرگ ايران پرده برداشت ***

نماينده روسيه در مجلس ايران، بي شرمانه تماميت ارضي ايران را زير سوال برد و از اقدامات روسيه بر عليه منافع ملي ايران سخن گفت.

روزگار غريبي است. آنچه كه در كودكي درباره ي ضعف ايران در دوره ي قاجار و تجاوزات و گستاخيهاي بيگانگان ( به ويژه روسيه و انگليس ) مي خوانديم، امروز شاهد آنيم و هر روزه آنرا زندگي مي كنيم.
نماينده ي روسيه با گستاخي تمام در مجلس ايران، از اقدامات تجاوزگرانه و ايران ستيزانه روسيه سخن مي گويد و از دولت ضعيف فتحعليشاه قاجار ( ببخشيد جمهوري اسلامي ) مي خواهد كه شكست و ضعف ايران را بپذيرد و از تجاوزطلبيهاي روسيه شكايتي نكند.

دوماه پيش كه وزير دفاع فرانسه به آمريكا رفته بود تنها به خاطر آنكه هم عقيده ي آمريكاييها در حمله به عراق بدون رأي شوراي امنيت نبود از حق مصاحبه ي مطبوعاتي مشترك با وزير دفاع آمريكا محروم شد و يكراست به هتل خود رفت. اما سران جمهوري اسلامي از نماينده ي دولت روسيه استقبال شاهانه مي كنند كه در مجلس ايران بي شرمانه بر عليه منافع ملي ايران زبان دراز مي كند.

وي در اظهاراتي ضد و نقيض در ابتدا قراردادهاي ۱٩۲۱ و ۱٩۴۵ را مبناي رژيم حقوقي درياي خزر در موضعگيري اوليه روسيه دانست. و سپس گفت كه در اين قراردادها راجع به منابع معدني درياي مازندران سخني گفته نشده است و فقط راجع به سطح دريا صحبت شده. انگار كه اگر راجع به تقسيم بستر دريا صحبت مي شد، نتيجه اي غير از تقسيم سطح دريا داشت و شايد در تصورات اين گريبايدوف زمانه، امكان داشته باشد كه سطح دريا را به يك كشور بدهند و بستر دريا را به كشوري ديگر.

وي سپس اعلام كرد كه اين قراردادها ( ۱۹۲۱و ۱۹۴۵) ديگر ارزشي ندارد چرا كه دولت ايران دو اصل از آنها را در سال ۱۳۵۸ يكجانبه نقض كرد. در حاليكه اين دو اصل ربطي به رژيم حقوقي درياي خزر نداشته است. در ضمن دولت شوروي در همان زمان اعلام كرد كه نه ايران و نه شوروي هيچكدام نمي توانند اين قراردادها را يك جانبه فسخ نمايند و اين قراردادها كماكان به قدرت خود باقي است.

وي پس از آن اين قراردادها را نه مبناي رژيم حقوقي درياي خزر در موضعگيري روسيه دانست و نه آنرا بي ارزش دانست، بلكه اين بار گفت: “ مبنا بودن و مهم بودن اين قراردادها را قبول داريم ولي تنها بودن آنها را نه. ” اما او توضيحي نداد كه قراردادهاي آينده چگونه مي توانند در تضاد اساسي با قراردادهاي ۱۹۲۱و ۱۹۴۵باشند و در عين حال همه ي قراردادها را قبول داشت.

وي آنگاه با يك موضعگيري ديگر در مورد قراردادهاي ۱۹۲۱ و ۱۹۴۵ گفت: “ بيش از شصت سال از امضاي آخرين قراردادهاي ايران و شوروي در مورد درياي مازندران گذشته است. واقعيتهاي درياي خزر از آن موقع تاكنون آنقدر تغيير كرده اند كه قابل شناخت نيستند. گنجاندن همه ي اين واقعيتها در دايره ي حقوقي، محدود قراردادهاي مذكور اصلا غير ممكن است. ”

وي بلافاصله اضافه كرد: “ اين را از آن جهت نمي گويم كه به ايجاد يك طرفه اصلاحات و تغييرات جديد در اين قراردادها فرا بخوانم. ”

وي در پايان استدلالهای عجيب و غريب و ضد و نقيض خود نتيجه گيري كرد كه “ مطلق دانستن اين قراردادها را بايد كنار گذاشت و از اينكه آنها تا حد آخرين مرجع بالا برده شوند، بايد خودداري كرد. ”
بدين ترتيب نماينده ي دولت روسيه از نمايندگان مجلس خواست كه منافع ملي و قانوني ايران را در درياي خزر ناديده بگيرند، قراردادهاي ۱۹۲۱و ۱۹۴۵ را فراموش كنند و از پيگيري حقوق ملت ايران در مراجع بين المللي نيز خودداري كنند.

بدين سان مجلس جمهوري اسلامي يكي از ننگين ترين روزهاي عمر خود را سپري كرد.

نماينده ي دولت روسيه از خيانت بزرگ جمهوري اسلامي به ملت بزرگ ايران پرده برداشت و گفت:

“ در اين راستا به مفاد آخرين سند پنج جانبه ي پيش نويس بيانيه اولين نشست عالي درياي خزر استناد مي كنم. براي نمونه در بند ۷ فصل دوم طرح بيانيه مذكور آمده است: طرف ها معتقدند كه رژيم حقوقي موجود درياي خزر با مقتضيات زمان مطابقت كامل نداشته و نيازمند تكميل است. ” او سپس اضافه نمود: “ همه ي اين بندها مورد تأييد جمهوري اسلامي ايران مي باشد. ”

بدين ترتيب تمامي استدلالهای بي ارزش و متناقض وي در مورد قراردادهاي ۱۹۲۱و ۱۹۴۵ براي اين بود كه بر اساس سند پنج جانبه اي كه جمهوري اسلامي آنرا امضاء كرده است و بر مبناي بند ۷ فصل دوم آن، جمهوري اسلامي نيز قراردادهاي ۱۹۲۱و ۱۹۴۵ را مطابق زمان ندانسته و ديگر مبناي رژيم حقوقي درياي خزر نيست.

براستي جمهوري اسلامي با ايران و ايراني چه مي كند؟

اين خيانت بزرگ جمهوري اسلامي در تاريخ، ننگي ابدي براي آنان بر جاي خواهد گذاشت.

مجلس جمهوري اسلامي نيز بايد در اين زمينه پاسخگوي ملت ايران باشد. آيا مجلس در جريان اين قرارداد خيانتكارانه و ننگين بوده است و آيا آنرا تصويب كرده است؟ در هر صورت، اگر مجلس با اين مسئله برخورد جدي ننمايد در اين خيانت بزرگ به ايرانزمين شريك است.

نماينده ي روسيه در ادامه سخنان گستاخانه خود چگونگي تغيير موضع نخستين دولت روسيه در سالهاي ۱۹۹٠ در مورد درياي خزر و رسيدن به موضعگيريهاي جديد ضد ايراني خود را بي شرمانه توضيح داد و دليل اين تغيير را “ تمايل به يافتن راه حلي كه منافع همه ي كشورهاي ساحلي خزر را به بهترين و مناسب ترين وجه هماهنگ سازد ” دانست.

وي برخلاف همه ي قوانين بين المللي رژيم حقوقي درياچه ها رژيم مشاع مي باشد. بر طبق اين نوع رژيم، درياچه به تعداد كشورهاي هم مرز آن بطور مساوي تقسيم مي شود.

نماينده ي دولت روسيه كه در بخش اول سخنان خود با استدلالهای ضد و نقيض خود و با پرده برداشتن از خيانت جمهوري اسلامي قراردادهاي ۱۹۲۱و ۱۹۴۵ و در نتيجه سهم ۵۰ درصدي ايران در درياي مازندران را زير سوال برده بود، با زير سوال بردن رژيم مشاع و آنهم بدليل غير حقوقي و واهي ي حفظ منافع همه ي كشورها ( البته غير از ايران ) حتي سهم ۲٠ درصدي را نيز براي ايران قائل نشد. و بدينسان در مجلس ايران، سهم ايران را بيش از ۱۱تا ۱۳درصد ندانست.

او پس از آن به قراردادهاي دوجانبه ميان روسيه و برخي از كشورهاي حوزه ي درياي خزر اشاره كرد كه رژيم مشاع درياي خزر را بطوركلي زير سوال مي برد. در اين قراردادها هيچ مشورتي با ايران نشده و ايران را به هيچ گرفته اند.

سردمداران خيانت پيشه ي جمهوري اسلامي كه جز باج دادن به روسيه و اتحاديه اروپا، چيز ديگري در سياست خارجي خويش نياموخته اند، بطور يقين در نظر روسيه و اتحاديه ي اروپا پشيزي ارزش ندارند. روسيه و اتحاديه ي اروپا تنها به فكر غارت داراييهاي ملت ايران هستند و تنها بدين خاطر است كه از جمهوري اسلامي حمايت مي كنند.

نماينده ي روسيه براي آنكه حرف آخر در مورد رژيم حقوقي درياي خزر را بزند گفت: “ در اواسط سالهاي ۹٠ ميلادي اوضاع كيفي جديدي در درياي خزر پديد آمد. با توجه به تحولاتي كه در اين فاصله زماني صورت گرفته است، تقسيم بندي بخشهاي ملي ۲٠ درصدي، به مثابه ي تقسيم كلي همه چيز و همه چيز در درياي خزر بود. ولي چه كسي مي گويد كه امروز اين كار چطور مي تواند انجام شود؟ دوست ندارم فكر كنم كه سرانجام اين كار چه مي تواند باشد. به عبارت ديگر مي توانم بگويم اين كار اصلا نشدني است !!!!!!

وي در پايان گفت: “ امروز طرح مسئله ي غير نظامي كردن درياي خزر به نظر ما زود هنگام است. منطقه ي خزر در معرض خطر مستقيم تروريسم بين المللي ناشي از افغانستان و چچن قرار دارد. ”
وي آنگاه راجع به مانورهاي نظامي روسيه در درياي خزر سخن گفت و حضور نظامي دولتهاي خارجي در درياي خزر را غير قابل قبول دانست و به شكلي اعلام كرد كه تنها نيروي نظامي مسلط در درياي خزر مي بايست روسيه باشد !!!!

او در زماني درباره ي تروريسم چچن سخن گفت كه دهها هزار غير نظامي چچني توسط دولت روسيه قتل عام شده اند و بزرگترين جنايات عليه بشريت توسط دولت روسيه در چچن انجام شده است.
چچنستان بر اساس عهدنامه ننگين گلستان در سال ۱۸۱۳ از ايران جدا شده و به اشغال روسها درآمد. مردم ايران اين روز ننگين را به خاطر خواهند سپرد.

از نظر ملت ايران هر قراردادي كه به تماميت ارضي و منافع ملي ايران خدشه وارد كند بي ارزش است و در روز آزادي پاسخ دولتهاي استعماري و خيانتكاران را خواهند داد.


** پايگاه اينترنتی دادنامه **
سيزدهم آذرماه ۱۳۸۱
www.daadnameh.org