کانون نويسندگان در تبعيد ! انجمن قلم فارسی زبان! کانون نويسندگان مستقر در ايران
! آقای هزار خانی مسئول فرهنگی شورای ملی مقاومت ! سکوت برای چيست؟ سکوت برای کيست
؟ چرا در حمايت از جنبش به پا خاسته دانشجوئی کسی صدای شما را چه در سطح داخلی
و چه در سطح بين المللی در حمايت از آزادی بيان نمی شنود ؟
جنبش دانشجوئی در اعتراضات حقه خود بر عليه حکومت مذهبی جمهوری اسلامی وارد دومين
هفته خود گشته است و شعار های مطرح شده توسط دانشجويان گويای عمق خواسته های عمومی
جامعه است که امروز از دهان دانشجويان در پيمان با کارگران و زحمتکشان جامعه مطرح
ميگردد. اين خواستها بِيش از دو دهه با سرکوب خونين و زندان و شکنجه وداغ و درفش
روبرو بوده است. در حالی که کانون های نويسندگان در باصطلاح تبعيد و کانون مستقر در
کنار آخوند خاتمی در ايرا ن و انجمن قلم فارسی زبان جز زبان استمالت از رژيم لسان
ديگری را نمی شناخته و اعتراض هر از گاهی آنان بقدری رقيق و بيمايه مطرح بوده که نه
در سطح داخلی و نه در سطح بين المللی کسی اين ارگان ها را جدی نگرفته است و اعضای
داخل اين اجتماعات يکروز در زير پرچم استحاله ، يک روز در زير پرچم حمايت از گفتگوی
انتقادی غرب با رژيم جمهوری اسلامی روزی در حمايت از گفتگوی تمدنهای خاتمی ، روزی
با نشان دادن انگشت جوهری خود به جهانيان برای جمع کردن رأی برای خاتمی در سطح بين
المللی ، يکروز برای تقاضای بليط دو سره رفت و برگشت به ايران برای فيلم برداری از"
شاعر شاعران" ! و يا گوش کرد ن به نوای دلنشين تار سيد علی با ذوق اين" هنرمند
نازنين"! يا در پرتو رهبری داهيانه آقای هزار خانی قدمهای موثری در حمايت از مخملبا
ف و دولت آبادی وگلشيری و يا حمايت از آمد و شد های فرهنگی هنرمندان عزيز! و با
سکوتی دراز مدت و عاقلانه جهت همياری با سرکوب استعماری نيروی فرهنگی مترقی قدم
ديگری برای آزادی بيان که خواست اوليه دانشجويان در امروز است بر نداشته اند ، در
صورتی که نويسندگان و شاعران و هنرمندان مستقر در ارگانهای ياد شده از ياد برده اند
که اين آنها هستند که بايستی داد آزادی بيانشان بعنوان يکی از ريشه ای ترين خواست
های جامعه نويسندگی ايران مطرح گردد. زيرا اين خواست نه يک خواست صنفی که خواست
عمومی جامعه ايران است که در زير مهميز دو ديکتاتوری بند از بندش جدا گشته. ولی
امروز اين خواست خوشبختانه دارد از دهان دانشجويان مبارز و پيکار گر برای گسستن بند
های اسارت مذهبی مطرح ميگردد. خواست آزادی بيان.
شعرا ! نويسندگان ! و هنرمندان مترقی ايران زمين!
اگر چه تعداد شما هميشه در صحنه فرهنگی سياسی ايران در مقابل دو ديکتاتوری شاه و
شيخ اندک بوده و لی هميشه با رسا ترين آوا آزادی بيان را فرياد گرده ايد. بدون توجه
به پاسفيسم حاکم بر کانون نويسندگان مستقر در خارج و يا داخل و همدلی ايدئولوژيکی
شورای ملی مقاومت و مسئول فرهنگی آن آقای منوچهر هزار خانی با خط حزب توده ، اکثريت
، و بالطبع با جناح دوم خرداد و خاتمی که بر همگان محرض است. شما لحظه ای يقه رژيم
را نه در صحنه داخلی و نه در صحنه بين المللی رها نکرده ايد و اينبار نيز رسا تر از
هر زمانی در حمايت از آزادی بيان و در حمايت از دانشجويان بنام نامی سرنگونی رژيم
انسان کش جمهوری فقاهتی لحظه ای از پای نخواهيد نشست.
و اما آقای هزار خانی مسئول محترم فرهنگ شورای ملی مقاومت ! کانون نويسندگان در
تبعيد ! انجمن قلم فارسی زبان اينبار هم برسم آزاديخواهی ! بيست و سه ساله گذشته
تان لطفا سکوت را همچون گذشته رعايت فرمائيد. چون دانشجويان شاعران ، نويسندگان و
هنرمندان مردمی ايران زمين بازوان گره در گره در طلب آزادی بيان بر پا خاسته اند.
نويد اخگر
2002.11.18 سوئد . استکهلم
Nawid_Akhgar@hotmail.com