مسعود رجوی عزيز هنرمندان مردمی ايران زمين و رهبری شورای ملی مقاومت ايران!

بی شک خبر و اقدام تاريخی شما و شورای ملی مقاومت در تشکيل جبهه همبستگی ايرانيان طالب آزادی ، دمکراسی و عدالت اجتماعی ، آتشی است در لانه ارتجاع مذهبی که بنيادش را استراتژیکمان بر باد خواهد داد.
احترام گذاشتن به تک تک آحاد ملت و تحقير نشدن آنان که در زير سلطه دو ديکتاتوری شاه و شيخ بند از بندشان جدا گشته و دخيل بودن عملی آنان در سطح گسترده در موضوعات دامنگير اجتماعی و شرکت دادن مستقيم مردم در سرنوشت روزانه شان مسلما ريشه درافکار دمکراتيکی دارد که فردا و پس از سرنگونی نظام جور و جهل و جنون بايستی هر چه کوشا تر به بسط و دامنه آن افزود.
در يک کلام حضور نيروی مردمی در صحنه اجتماعی در فرم شورا های مختلف مردمی و جبهه های همبستگی ملی ، پادزهر هر گونه استبداد مذهبی و غير مذهبی خواهد بود.
مسعود عزيز قلبی ام!
گذشته از اينکه هنرمندان و شعرا و نويسندگان راديکال و مردمی ايران زمين،
انواع مختلف همکاریهای تشکيلاتی را بنا به موقعيت هنرکه در قالب و جسم
شخص هنرمند جايگاه ويژه ای را بخود اختصاص ميدهد بپذيرند و يا نپذيرند تصور نميکنم کسی در ورود به هر گونه همبستگی ملی ويا شرکت در تشکيل شورا های مردمی که برای سرنگونی فاشيسم مذهبی حاکم بر ايران ايجاد گشته را يک الزام تاريخی ارزيابی نکند و خود را همچون گذشته عضوی از خانواده مقاومت مردمی ، و امروزخود را عضوی از اين جبهه همبستگی ملی بشمار نياورد.
بدين خاطر خواستم صميمانه ترين تبريکاتم را خدمت شما و خانم مريم رجوی تقديم کرده و برای پيروزيتان و چون هميشه در کنارتان لحظه ای از تکاپو باز نايستم.

بام نام شهدای بخون خفته خلق

نويد اخگر
22آبان سال 1381 خورشيدی
برابر با 13 نوامبر سال 2002 ميلادی
سوئد استکهلم